|
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 4:47 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی
|
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 4:42 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی
|
شبی ساکت و دلگیر خودم بودم و قلبی که شده بسته به زنجیر
و نزدیک اذان بود که پیچیده در آفاق همه نغمه تکبیر نوشتند که هنگام اذان دست به دامان خدا باش و مشغول دعا باش که آن لحظه بود لحظه شیرین عبادت و باز است به درگاه الهی در رحمت شدم گرم عبادت دو چشمم پره از اشک شد و لبانم پره سوگند که یا رب تو رهایم کن از این بند و گفتم به خدا بین دعایم که دلتنگ اذان حرم کرب و بلایم همان جا که حرم خانه دلهاست و عشقش همه در آب و گل ماست عبادتگه موسی ست دخیل حرمش حضرت عیسی ست زیارتگه زهراست و زیباست خدا محو تماشاست که یک سر حرم شاه و یک سر حرم حضرت سقاست مکانی که قدم رنجه نمودست گل یاس طوافش کند از عشق عطش زاست به لبهاش بود ذکر ابالفضل و دریای دو چشمش پره الماس همان کعبه کوچک کف العباس همان خاک که هم بدر و احد خندق و احزاب و حنین است همان جا که زمین معرکه عشق حسین است خیابان بهشتی که معروف به بین الحرمین است
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 4:40 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی
|
** اي پـــنــاه دل، حــسـيـن(ع) ... اي پادشاه دل، حــسيـن(ع) **
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 4:39 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی
|
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 4:38 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی
|
+ نوشته شده در شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 9:48 قبل از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی
|
|
|