+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 10:57 قبل از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی
|
آیه ولایت
عموم مفسرين و محدثين مانند فخر رازى و نيشابورى و زمخشرى و ديگران از ابن عباس و ابوذر و سايرين نقل كردهاند كه روزى سائلى در مسجد از مردم سؤال نمود و كسى چيزى به او نداد، على عليه السلام كه مشغول نماز و در حال ركوع بود با انگشت دست راست اشاره به سائل نمود و سائل متوجه شد و آمد انگشتر را از دست او خارج نمود و آيه "انما وليكم الله و رسوله و الذين امنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم راكعون."(2) نازل گشت يعنى ولى و صاحب اختيار شما فقط خدا و رسول او و مؤمنينى هستند كه نماز را بر پا ميدارند و در حال ركوع زكوة ميدهند. (اگر چه مؤمنين را به صيغه جمع آورده كه در حال ركوع صدقه ميدهند ولى در خارج مصداق واقعى آن منحصر به فرد بوده و على عليه السلام ميباشد، بعضى هم گفتهاند چون ائمه ديگر نيز داراى مقام ولايت بوده و اولاد معصومين على عليه السلام ميباشند لذا به صيغه جمع قيد شده است.) در آن حال رسول اكرم صلى الله عليه و آله از سائل پرسيد آيا كسى به تو چيزى داد؟ سائل ضمن اشاره به على عليه السلام عرض كرد اين انگشتر را او به من داد. (3) علماى اهل سنت با اين كه به نزول اين آيه درباره ولايت على عليه السلام اقرار دارند اما بعضى از آنها مانند ابن حجر و غيره در اينجا طفره رفته و ميگويند كلمه ولى به معنى دوست و ناصر است نه به معنى اولى به تصرف در صورتي كه از ظاهر كلام كاملا معلوم است كه ولى به معنى زعيم و صاحب اختيار است زيرا آيه شريفه با انما كه افاده حصر ميكند شروع شده است يعنى صاحب اختيار و اولى به تصرف شما فقط خدا و رسول او و كسى است كه در حال ركوع صدقه داده است اگر ولى به معنى دوست باشد انحصار آن به خدا و رسول او و شخص راكعى كه صدقه داده است بى معنى و دور از منطق خواهد بود چون در اين صورت مؤمنين جز خدا و رسول و على عليه السلام دوست ديگرى نخواهند داشت در حالي كه مؤمنين همه دوست و ناصر يكديگرند و دوستى چيزى نيست كه خداوند آن را در انحصار خود و اوليائش قرار دهد، در اين مورد حسان بن ثابت حضرت امير عليه السلام را مدح كرده و چنين گويد: فانت الذى اعطيت اذ كنت راكعا فدتك نفوس القوم يا خير راكع فانزل فيك الله خير ولاية و بينها فى محكمات الشرايع (4) يعنى تو آن كسى هستى موقعي كه در ركوع بودى بخشش نمودى پس جانهاى مردم فداى تو باد اى بهترين ركوع كننده. خداوند هم در شأن تو بهترين ولايت را نازل كرد و آن را در قرآن كريم ضمن شرايع محكم دين بيان فرمود و معلوم و واضح است كه مقصود از بهترين ولايت همان زعامت و رهبرى است نه يارى و دوستى و معانى ديگر.
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 4:54 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی
|
" ليالي قدر " در شعر شاعران فارسي حکايت شب قدر در " ترجمان القرآن جرجاني " شب قدر ، شب اندازه کردن کارها ذکر شده است . صاحب " کشاف اصطلاحات الفنون " گويد : شب قدر ، شبي است با عزت و شرف که هر که در آن طاعت کند عزيز و مشرف گردد . در " التفهيم بيروني " آمده است : " واندر ماه رمضان ليله القدر است ، آنک جلالت او راه به دهه پسين جويند و نيز گفتند به طاقهاي اين دهه ." ليله القدر شبي مهم و سرنوشت ساز است .شب نزول رحمت و برکات الهي و تعيين سرنوشت ابدي انسانهاست و درخصوص اهميت اين شب گفتني است که از صدر اسلام واز عهد رسول اکرم حضرت محمد مصطفي (ص) رسم بر آن بوده است که شبهاي قدر را " احيا " بگيرند و تا سپيده دم به آداب مخصوص آن منجمله دعا و نماز و استغفار بپردازند .
در فضيلت شب قدر آمده است شبي بهتر زا هزار ماه " ليله القدر خير من الف شهر " و به احتمال قوي اين شب ارجمند يکي از شبهاي نوزدهم ، بيست ويکم و بيست و سوم ماه مبارک رمضان است .
در آيه نخست سوره مبارکه " قدر " نيز تصريح شده است به آن که قرآن کريم در شب قدر نازل شده است : " انا انزلنا في ليله القدر " در " تفسير ابولفتح رازي " پيرامون شب قدر آمده است : شب تقدير است و فصل احکام و تقدير قضايا آنچه خواهد بودن در سال از اجال و ارزاق واقسام همه در اين شب کنند و گفتند قوله " في ليله مبارکه " هم اين شب است و ...
سخن در باب ليله القدر ( شب قدر ) بسيار است و در کتب تفاسير درباره کيفيت و نزول رحمت و برکت در اين شب استثنايي احاديث و روايات بسيار قابل تاملي ذکر شده است واما در نگاه شاعران سخن سنج مسلمان که ميراث داران و پاسداران حريم فرهنگ و معارف عاليه اسلامي هستند ، حکايت شب قدر حکايتي بس شگفت و تفکر برانگيزي است .
حکايتي که با زبان عرفان و تعابير رمزگونه ، مخاطب را به اين شب بزرگ و اسرار آميز رهنمون مي کند .اين اشعار که بر اساس آيات ، احاديث و روايات سروده شده است همچون بارقه هاي آسماني بر دل و جان شيفتگان مي تابد و ظلمت درون را به انوار الهي روشن مي سازد .
حکيم رودکي سمرقندي :
شب عاشقت ليله القدر است چون تو بيرون کني رخ از جلبيت
منوچهري دامغاني :
با رنگ و نگار جنت العدني با نور و ضياء ليله القدري
شيخ اجل سعدي شيرازي :
تورا قدر اگر کس نداند چه غم شب قدر را مي ندانند هم
خواجه حافظ شيرازي :
شب قدر است و طي شد نامه هجر سلام فيه حتي مطلع الفجر
عارفان درباره شب قدر گفته اند که اين شب ، شبي است که سالکان را به تجلي خاص مشرف گرداند تا بدان تجلي قدر و مرتبه خود را نسبت با محبوب بشناسند و آن وقت ابتداي وصول سالک باشد يعني جمع و مقام اهل کمال در معرفت :
در شب قدر قدر خود را دان / روز در معرفت سخن ميران
منبع: مهر
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 4:48 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی
|
شب ز اسرار علي (ع) آگاه است در سحر گاه نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجري ، مولاي متقيان حضرت امام علي بن ابيطالب ( ع) هنگام نماز و در حالت سجده مورد اصابت شمشير زهرآگين يکي از خوارج با نام عبدالرحمن بن ملجم مرادي قرار مي گيرند . امام (ع) بر اثر همين ضربت ناجوانمردانه در روز بيست و يکم ماه رمضان به شهادت مي رسند ، اما داغ اين شهادت جانگداز هيچگاه با مرور زمان تسکين نيافت و شيعيان و شيفتگان آن پيشواي بر حق همه ساله در اين ايام که مصادف با شبهاي قدر است به عزاداري مي پردازند .
مراسم سوگواري براي شهادت جانسوز آن حضرت معمولا از شب نوزدهم ماه مبارک رمضان آغاز و تا بيست و دوم اين ماه ادامه مي يابد و در اين ايام گويي آن واقعه شگفت دوباره جاني تازه مي گيرد .بي ترديد اين ايام از معنوي ترين روزهاي ماه مبارک رمضان است که از يک سو احتمال شب قدر و از سوي ديگر عطر ملکوتي ياد امام العارفين( ع) ، چنين فضاي روحاني را پديد مي آورد .
در مجالسي که همه ساله به همين مناسبت برگزار مي شود مداحان با قرائت اشعار مرثيه و نيز اشعاري که در خصوص کرامات و فضايل آن حضرت سروده شده است به محافل جلوه اي آسماني مي بخشند .موضوع اين اشعار غالبا ترسيم واقعه ضربت خوردن آن حضرت و وقايعي است که تا هنگام شهادت و ديدارمعبود ، روي داده است . همچنين ساده زيستي و دستگيري ايشان از محرومان و مستضعفان ، روزه داري و افطار ساده حضرت و کمک به ايتام و ... مي باشد :
استاد محمد حسين شهريار : شب ز اسرار علي آگاه است دل شب محرم سر الله است روزه داري که به مهر اسحار بشکند نان جوين افطار ...
افشين علا :
توي سفره اش علي ( ع) شربت خنک نداشت در کنار نان جو او به جز نمک نداشت
زرق و برق سفره ها کم نمي شود ولي کاش زندگي کنيم مثل حضرت علي (ع)
حميد هنرجو :
نيمه شبهاي علي آکنده است از مناجات و دعا و زمزمه آسمان خانه اش باراني است هر سحر ، از غصه هاي فاطمه
باز هم مي آيد و در گوش چاه مثل هرشب ، درد دلها کرده است آه ، مي دانم علي با نان خشک باز امشب روزه را وا کرده است
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 4:41 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی
|
من، روزهدار عاشقيام با ياد خداي قدر
صداي قدمهاي ماهِ خوبيها، دل ِ خاکيام را آگاه ساخته است که لحظهي وداع نزديک است. لحظهي وداع با ماه مهدي، با شعبان، و من در آخرين ثانيه اين ماه به مناجات شعبانيه نشستهام "و اسمَع دُعائي اِذا دَعَوتُک1" را فرياد ميزنم تا پس از آن "و اسمَع نِدائي اِذا دَعَوتُک2" را با ناله و زاري هجي کنم. و اينک رمضان است، ماه ِخدايي که قلبم حرم اوست. ماه بينياز مطلق، ماه الله. و من در اين ماه مهمانم. دلم براي واژه واژهي کتاب خدا تنگ است و من ميخوانم؛ "الف لام ميم"، عشق من در دستان تو، اي تنها مونس من. "ذلک العشقِ" من، "لاريب فيه"، اي خداي عاشقيام . من در آغوش مُهر دلدادگيام. و باران روزهداريام "انتَ ربُّ العظيم3" را براي تو، اي بيمثال داد ميزند. *** *** صبح دلدادگيام را با آهنگ دل نواز "الّلهم اِني اَسئَلُک مِن بَهائِک4" و عطر سحري که با صلواتهاي مادر عجين گشته است و شبنم انتظار برمژگانم آغاز ميکنم تا با صداي "فَاَجِبني يا الله" دو رکعت نماز عاشقي به جا آورم و دلِ خاکيِ بيپناهم را در پناه "يس والقرآن الحکيم" پناه دهم که تنها مأمن من تو هستي اي خداي ديدگانم و من، زير چتر پروردگاريت، از باران غم، که در اين زندان، بر سر و رويم ميبارد ايمن شوم . من، روزهدار عاشقيام. تشنهي ديدار توأم. نگاهم کن تا سيراب شوم. نگاهم را پذيرا باش که هر چه سفير تو، قرآن را مينگرم سير نميشوم. *** عطر آش نذري همسايه و صداي ربّناي استاد، تمناي دلم را آشکارتر ساخته است تا من عاشقانهتر به ختم شميم عاشقيام بپردازم و آل عمران دلم را در عدد سي فرياد کنم. "ربّنا لا تُزِغ قُلوبَنا بَعدَ اِذ هَدَيتَنا و هَب لَنا مِن لَدُنکَ رَحمَة اِنَّکَ انتَ الوهّاب5. *** اي خداي آسمانيِ دلِ خاکيام "رُدَّ کُلَّ غَريب6"، مرا به کلبهات بازگردان. مني که دَم عاشقيات، گِل وجودم را بيدار ساخت، با نسيم نوازشت دوباره بيدارم ساز؛ اي کسي که "عَلي کُلِّ شَيءٍ قَدير"ي . بار الها، ببخشا که من ِ خاکي، آلودهي دنيا گشتهام. اي خداي شَهر ِ رمضان که "اَنزَلتَ فيه" کتاب جاويدان را، "اِغفرلي تِلکَ الُذنوب العِظام" راکه کسي جز معبود دلم نميبخشايد "يا علّام" . فرشتگان بارگاهت در اين قدر آسماني، زمين را به قدر آوردهاند تا قدر دلتنگيام را به مهديات بگويند و مهدي بداند که من، من ِ منتظِر، از انتظار خسته نميشوم تا بيايد ... العَجَل العَجَل العَجَلَ7 ! و من ضجّه ميزنم "يا مُفيَّ العَهد8" به عهدت وفا کن بگو بيايد "يا مُعافي". من ِ باراني با آمدنش عافيت مييابم، بگو بيايد. "اِنّا اَنزَلناه ُ في لَيلَة القدر" قرآن در حضور ستارگان آسماني ميدرخشد و من، دلم براي حضور مهدي ميتپد. "و ما اَدراک ما لَيلَةُ القدر" و کسي انتظارم را درک نميکند "لَيلَةُ القدرِ خيرٌ مِن اَلفِ شَهر" هزار ماه کم است بگو هزار سال "تَنَزَّلُ الملئِکةُ و الرّوح"، تا درد انتظارِ مرا، به سويت آورند؟ من منتظرم! بگو بيايد. "سلامٌ هيَ حتّي مَطلَع الفَجر" تا وقتي تو بيايي همه شب، شب ِ قدر من است و من تا صبح ميگريم، تا صبح ناله ميکنم، تا صبح ميخوانم سرود ِ زندگي بخش را: "اللّهم کُن لِوَليّک َالحجَّةِ ابنِ الحَسَن". روزهدار، سالگرد عاشقيت، سالگرد روزهداريت مبارک باد!!! روزهدار، سالگرد عاشقيت، سالگرد روزهداريت مبارک باد!!! "ياس خاکي"
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 4:20 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی
|
لطفا قبل از اینکه این مطالب رو نخوندین نظر ندین ؛ نظر رو میخوام چی کار هدف اینکه این مطالب خوانده بشه و قدری در این مطالب تامل بشه ؛ انشاالله . روزي جابر بن عبد الله انصاري ، صحابي معروف ، در حضور امام علي (ع) بوده و آه عميقي کشيد . امام علي (ع) به او فرمود : گويي براي دنيا اين گونه نفس عميق و آه طولاني کشيدي ! جابر عرض کرد : آري ، به ياد روزگار و دنيا افتادم و از ته قلب آه کشيدم علي (ع) به او فرمود : جــابـر ، تمام لذت ها و عيشها و خوشي هاي دنيا در چند چيز است : خوردني ها ، آشاميدني ها ، شنيدني ها ، بو ييدني ها ، مرکب سواري ، لباس و ... لذيذ ترين خوردي ها عسل است و اين عسل از آب دهان حشره اي بنام زنبور بيرون مي آيد. گوارا ترين نوشيدني ها آب است و آب هم در همه جا به طور فراوان وجود دارد . بهترين شنيدني ها <غنا و ترنم> ( موسيقي شهوت انگيز ) است و آن هم گناه مي باشد . بهترين بوييدني ها بوي مشک است ، و آن خون خشک خرد شده از ناف يک حيوان وحشي به نام آهو توليد مي شود . بهترين مرکب سواري ، اسب است ، و آن هم کشنده است . بهترين لباس ابريشم است ، و اين ابريشم از کرمي بنام کرم ابريشم به دست مي آيد . دنيايي که لذيذ ترين و عالي ترين متاعش اين اور باشد ، انسان خردمند براي آن آه و نفس عميق نمي کشد . جابر مي گويد: سوگند به خدا ، بعد ز اين موعظه ، دنيا در قلب من ، راه نيافت . (بحار الا نوار <ط جديد> ، ج 78 ، ص11)
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 4:11 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی
|
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 4:8 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی
|
دعاي روز يازدهم ماه رمضان
"درّ خوشاب"
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 3:54 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||