تبليغاتX
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

دلسوختگان

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام من به بقیع وبه چهار قبر غریبش

 

آنان که قلم بر دست می رقصانند و بر جریده ی عالم می نگارند,نوشته هایی را که شاید سال های متمادی با جان و روح و زندگی مردم در آمیزد و عنان احساساتشان را به دست گیرد,شاید در وصف یک زمین خاکی بمانند و زبانشان دچار زبونی گردد.

منظورم از این زمین خاکی قبرستانی است که با چشم جسم چند قبر خاکی بیش نیست . اما اگر با دیده ی دل و با چشم عاشق دلسوخته بنگریم بحر عمیق معرفت و معدن درهای ناب آل محمد (ص) است. آری منظور تپشگاه قلب عاشقان خاندان آل الله است. آری منظور بیت الاحزان جگر گوشه ی برترین خلائق است. آری منظور مکانی است که چشم ها نیاز به فشار ندارد و اگر دل و وجود انسان ها نور و معرفت الهی را درک کرده باشد, به جای اشک چشم ها خون فشان خواهد شد .

       آری اینجا زمینی است که کریم اهل بیت, زینت عبادت کنندگان ,شکافنده ی علوم الهی و موسس مذهب جعفری را در خود دارد .

پس بیا پای را از کالبد این جسم دنیایی به بیرون بنهیم و با پای دل در رکاب عشق و سوار بر بال ملائک با چشم خون فشان و دلی عاشق و قلبی شکسته با آب دیدگان و به جهت رضایت حضرت یزدان غسل زیارت نماییم و عازم قبرستان بقیع شویم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 11:25 قبل از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 

سلام به همه ی دوستان و عزیزانی که دلسوختگان را محفل گرد همایی دلسوختگان عالم میدانند و این وبلاگ مزین به قدومشان است. با یاری حضرت حق و با توجه به پشت سر گذاشتن کنکور سراسری دانشگاه ها و به جبران یک ماه غیبت تمام و چند ماهی کم کاری تصمیم به نوشتن سفرنامه ای از سفر زیارتی مدینه منوره و مکه مکرمه که در تابستان سال گذشته قسمتم شد گرفتم .

قسمت اول این سفر نامه که محتوای آن اولین روز زیارت بقیع است آمادهی تایپ و ان شا الله قرار دادن روی وبلاگ می باشد . امیدوارم از خواندن آن حال و هوای روحانیتان دو چندان شود .اگر در این مورد نظر یا راهنمایی برای بنده ی حقیر دارند با آغوش باز پذیرا هستم. منتظر سفرنامه ی شوق دیدار.لذت انتظار باشید. التماس دعا

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 10:27 قبل از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 
قرآن كريم‏
إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ؛(1)
در حقيقت گرامى‏ترين شما نزد خدا با تقواترين شماست.

1
 پيامبر صلى الله عليه وآله :
اِنَّ رَبَّكُمْ واحِدٌ وَ اِنَّ اَباكُمْ واحِدٌ وَ دينَكُمْ واحِدٌ وَ نَبيَّكُمْ واحِدٌ وَ لا فَضْلَ لِعَرَبىٍّ عَلى‏ عَجَمىٍّ وَ لا عَجَمىٍّ عَلى‏ عَرَبىٍّ وَ لا اَحْمَرَ عَلى‏ اَسْوَدَ وَ لا اَسْوَدَ عَلى‏ اَحْمَرَ إلّا بِالتَّقْوى‏ ؛(2)
پروردگار، پدر، دين و پيامبر شما يكى است، هيچ عربى بر غير عرب و هيچ غير عربى بر عرب و هيچ سرخ پوستى بر سياه پوست و هيچ سياه‏پوستى بر سرخ پوست برترى ندارد، جز به تقوا.
 
2
امام صادق عليه السلام :
سُئِلَ الْاِمامُ الصّادِقُ‏عليه السلام عَنْ قَولِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: «اِتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ» قال: يُطاعُ فَلا يُعْصى‏، وَ يُذْكَرُ فَلا يُنْسى‏، وَ يُشْكَرُ فَلا يُكْفَرُ؛(3)
از امام صادق‏عليه السلام درباره آيه «تقواى الهى پيشه كنيد چنان كه حق اوست» پرسيده شد. فرمودند: از خداوند، اطاعت شود و نافرمانى نشود، ياد شود و فراموش نشود و شكرگزارى گردد و كفران نگردد.
 

3
پيامبر صلى الله عليه وآله :
اِعْمَلْ بِفَرائِضِ اللَّهِ تَكُنْ اَتْقَى النَّاسِ؛(4)
به واجبات خدا عمل كن، تا با تقواترين مردم باشى.
 
4
پيامبر صلى الله عليه وآله :
جِماعُ التَّقْوى‏ فى قولِهِ تَعالى‏: «اِنَّ اللَّهَ يَاْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْاِحْسانِ»؛(5)
عصاره تقوا در اين گفته خداوند آمده است: خداوند به عدالت و نيكى فرمان مى‏دهد.
 
5
پيامبر صلى الله عليه وآله :
تَمامُ التَّقْوى‏ اَنْ تَتَعَلَّمَ ما جَهِلْتَ وَ تَعْمَلَ بِما عَلِمْتَ؛(6)
تمام تقوا اين است كه آنچه را نمى‏دانى بياموزى و بدانچه مى‏دانى عمل كنى.
 

6
پيامبر صلى الله عليه وآله :
اَتْقَى النَّاسِ مَنْ قالَ الْحَقَّ فيما لَهُ وَ عَلَيْهِ؛(7)
با تقواترين مردم، كسى است كه حق را بگويد؛ به سودش باشد يا به ضررش.
 
7
پيامبر صلى الله عليه وآله :
سُئِلَ رَسولُ اللَّه‏صلى الله عليه وآله: مَنْ اَتْقَى النَّاسِ؟ قال: آمَرُهُمْ بِالْمَعْروفِ وَ اَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اَوْصَلُهُمْ لِلرَّحِمِ؛(8)
از رسول خداصلى الله عليه وآله سؤال شد: با تقواترين مردم كيست؟ فرمودند: كسى كه بيشتر امر به معروف و نهى از منكر و صله رحم نمايد.
 
8
پيامبر صلى الله عليه وآله :
مَنْ اَحَبَّ اَنْ يَكونَ اَتْقَى النَّاسِ فَلْيَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ؛(9)
هر كس دوست دارد با تقواترين مردم باشد، بايد به خدا توكل كند.
 
9
پيامبر صلى الله عليه وآله :
لا يَكونُ الرَّجُلُ مِنَ الْمُتَّقينَ حَتّى‏ يُحاسِبَ نَفْسَهُ اَشَدَّ مِنْ مُحاسَبَةِ الشَّريكِ شَريكَهُ فَيَعْلَمَ مِنْ اَيْنَ مَطْعَمُهُ وَ مِنْ اَيْنَ مَشْرَبُهُ وَ مِنْ اَيْنَ مَلْبَسُهُ اَمِنْ حِلٍّ اَمْ مِنْ حَرامٍ؛(10)
 
پيامبر صلى الله عليه وآله :
از تقوا پيشگان نيست مگر كسى كه از خود سخت‏تر از حسابرسى شريك از شريك، حساب كشى كند و بداند كه خوراك، آشاميدنى و لباسش از كجا آمده، آيا از حلال است يا حرام؟

10
پيامبر صلى الله عليه وآله :
مَنْ اَرادَ اَنْ يَكونَ اَعَزَّ النَّاسِ فَلْيَتَّقِ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ؛(11)
هر كس مى‏خواهد عزيزترين مردم باشد، بايد تقواى الهى پيشه كند.
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 9:57 قبل از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 

تا خون در رگ ماست        خمینی رهبر ماست

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 9:21 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 

شب است و وقت آسایش رسیده          جهان از ظلمت شب تار باشد
شب است و مردمان در خواب اما          به قبرستان یکی بیدار باشد
صدای گریه اش آهسته آید                     که باید مخفی از اغیار باشد
نهاده رخ به روی خاک قبری                  که زیر خاک او را یار باشد
همی گوید که زهرا جان زجا خیز که اینک وعدۀ دیدار باشد
عدو، أرکشت تو و شش ماهه ات را        مباد از غم دلت آفکار باشد
تو با سقط جنین اعلان کردی                 مطیع ظلم بودن عار باشد!
بکن در دار فانی داد خواهی                 که قاضی ایزد قهار باشد
گریبانش بگیر و بس همینت                    سؤال از آن جنایتکار باشد
چرا کشتی من و شش ماهه ام را؟!     که چشمم از غمش خونبار باشد
اگر منکر شود این ماجرا را                    بگو شاهد در و دیوار باشد
گواه دیگر ار خواهد در آنجا                      بگو هم فضه هم مسمار باشد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 3:26 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 

وصیت نامه شهید جهان آرا

  از روزی که جنگ آغاز شد تا لحظه ای که خرمشهر سقوط کرد یک ماه بطور مداوم کربلا را می دیدم. «ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین».

بارپرودگارا، ای رب العالمین، ای غیاث المستغیثین و ای حبیب قلبو الصالحین. تو را شکر می گیوم که شربت شهادت این گونه راه رسیدن انسان به خودت را به من بنده ی فقیر و حقیر و گناهکار خود ارزانی داشتی. من برای کسی وصیتی ندارم ولی یک مشت درد و رنج دارم که بر این صفحه ی کاغذ می خواهم همچون تیری بر قلب سیاه دلانی که این آزادی را حس نکرده اند و بر سر اموال این دنیا ملتی را، امتی را و جهانی را به نیستی و نابودی می کشانند، فرو آورم. خداوندا! تو خود شاهدی که من تعهد این آزادی را با گذراندن تمام وقت و هستی خویش ارج نهادم. با تمام دردها و رنج هایی که بعد از انقلاب بر جانم وارد شد صبر و شکیبایی کردم ولی این را می دانم که این سران تازه به دوران رسیده، نعمت آزادی را درک نکرده اند چون دربند نبوده اند یا در گوشه های تریاهای پاریس، لندن و هامبورگ بوده اند و یا در ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 11:50 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 11:55 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 1:28 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 

یه سلام گرم به همه ی اون بر و بچ با صفایی که در این 5 سالی که با    دلسوختگان با هاشون بودم واقعا آخر مرام و معرفت بودند و از بودن در کنار اون ها لذت بردم . سال نو را به همه ی شما تبریک عرض می کنم و امیدوارم در سال نو آوری و شکوفایی هممون نو بشیم و تموم اون چیزی که در وجودمونه شکوفا بشه . من دو سه ماهی از حضورتون مرخص میشم چون امسال باید امتحان کنکور بدم . ان شا الله بعد از کنکور با تحولی عیم در وبلاگ دلسوختگان دوباره مزاحمتون میشم . منو حلال کنین. از همگی التماس دعا دارم ان شا الله هممون به همه ی آرزوهامون که در راسش ظهور آقا امام زمان (عج) بفرسیم. ما رو از دعای خیر خودتون بی نصیب نکنید . فعلا .

 

دوست خوبم منو فراموش نکن. التماس دعا

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 11:35 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 

سلام دوستان  

این پست رو برای اونهایی می نویسم که که مثل خودم رفتن و سرزمین عشق رو دیدن  

 

 کعبه یعنی با تو بودن ای خدا                             کعبه یعنی وحدتی بی انتها    


  حج فقط راهی برای وصل توست                   آشنایی با وجود و اصل توست     


نامت ای کعبه همیشه بر لبم                          ز آتش هجر تو در تاب و تبم

عشقت انداخته سوزی به دلم                            که گواه است بر آن دود لبم


   تبم ای کعبه ی مقصود برفت                         از تنور دل من دود برفت

   در تب عشق تو ای کعبه عشق                       صبر ایوبم اگر بود برفت


       طواف حاجیان در کعبه باشد                      طواف عاشقان در کوی جانان


        


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 12:59 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 

کظم عظیم!

امام كاظم

به نام خدا

 

کاظم، فرو خورنده‌ی خشم و غضب، لقبی بود که در پرتو عفو و گذشت بی‌کران و برد باری و صبر فراوان در برابر نادانان، تو را به آن می‌خواندند. به راستی هم غصب جایگاه بلند شما و ستم‌های آنچنان سترگ، کظمی اینچنین بزرگ را می‌طلبد!

ای هفتمین چراغ هدایت، ای شمس همیشه فروزان، ای مظلوم‌ترین مظلومان زمانه، ای زیبا‌ترین ترانه‌ی غربت!

گویی خورشید پشت ابر بودن و چونان دری در صدف ماندن و چه می‌گویم غربت همیشگی و ناتمام انگار همان ارثی است که از پیامبر اعظم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) و از کوچه‌های خاکی مدینه برای شما مانده است. حدیث مظلومیت‌تان از سقیفه تا کربلا و شام و از سرزمین فدک- آن ارث حقیقی شما- تا سیاه چاله‌های زندان هارون دهن به دهن گشت و همچنان باقی بود! و هرچه تاریخ، این دفتر کهنه ی روزگار را ورق می‌زنی، غربت و مظلومیت افزونتر می‌شود و قصه‌ی نا تمام شما حزن انگیز‌تر از قبل!

تمام دیوار‌های تنگ و تاریک زندان را شاهد می‌گیرم که هفت سال میزبانت بودند و زنجیر‌های سنگین و آهنین را هم! تحمل نکردنی بوده است لحظه‌های تو، می‌دانم!! می‌دانم که فرشته‌های عتید و رقیب خوب یادشان مانده است که روزها را روزه می‌گرفتید و شبها را هم به عبادت می‌ایستادید تا صبح همگام! ای سید عابدان و ای فخر صبور مردان!!

آری دینداری همیشه بهای گرانی دارد و اگر نبود ایستادگی و مقاومت در برابر جور و ستم شاید که شما از قاضی ابو یوسف-آن دنیا طلب خود فروخته- حتی بیشتر حرمت داشتید در دربار حکومت جور عباسی و گرامی‌تر بودید نزد هارون خونخوار!

در آن روزهای خفقان و واهمه شیعیان واقعی شما اما هرگز فراموشتان نکرده بودند و در هر فرصتی ابراز می‌کردند ارادتشان را به شما و اظهار می‌کردند، محبت خالصانه شان را به خاندان نبوت و امامت! از قیام شهید فخ و خدمات علی بن یقطین- آن نیروی تربیت شده ی شما که در لباس وزارت هارون- که بگذریم، آن مالیات هایی که مردم دور از چشم حاکم می‌دادند به شما و آن بیعت‌های مخفیانه، دلیل محکمی بود برای آنکه بفهماند هنوز هم مردمی که حق و حقیقت را می‌جویند، شما امامشان هستید و لا غیر!

... و عجب لحظه‌ای بود، لحظه‌ی دیدارتان با هارون در کنار خانه‌ی کعبه. و عجیب‌تر آن جمله‌ای بود که در جواب او فرمودید. او با آن غرور و خودکامگی همیشگی اش، گفت:- تو هستی که مردم پنهانی به تو بیعت کرده‌اند و تو را به پیشوایی بر می‌گزینند؟! وقتی که آن جواب تاریخی را می‌خواندم یاد جمله‌های حکیمانه ی مولا(علیه‌السلام) و جوابهای آتشین و بنیان کن حضرت زینب(س) افتادم. انگار تاریخ تکرار شده باشد...

- و شما فرمودید: انا امام القلوب و انت امام الجسوم. من بردلها و قلبها حکومت می‌کنم و تو بر تنها و بدنها!  

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 6:12 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 4:43 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 11:12 قبل از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 

معجزه رياضی قرآن

 

هر فرد نا مسلمان منصفی با خواندن مطالب زير ايمان ميآورد که قران کلام خدا است

چه رسد به افرادی که مسلمان هستند

 

جمله ”بسم الله الرحمن الرحيم“ 19 حرف  است، و در آيه 74:30 سوره مدثر آمده است كه نگهبانان جهنم 19 فرشته هستند

و هر كس كه بگويد قرآن سخن انسان است خداوند او را وارد جهنمی ميكند كه 19 فرشته نگهبان آن هستند.

 ما ميدانيم که عدد 19 عدد اول  ( prime number ) است. عدد اول عددی است كه فقط بر خودش و بر يك قابل تقسيم باشد.

افراد مختلفی در گذشته و حال سعی کرده اند که به رمزهای معجزات رياضی قرآن پی ببرند.

در گذشته، يکی از اين افراد پيگيری های زيادی در اين مورد انجام داد و به موفقيت های زيادی "در اين مورد" رسيد.

در سالهای اخيرآقای كورش جم ‌نشان كه در زمان حاضر در تهران زندگی ميكند با يك ماشين حساب كوچك به نتيجه‌ای رسيد

كه شما ميتوانيد آن را امتحان كنيد. او شماره هر سوره را با تعداد آيات آن بصورت زير جمع كرد:

 

 

جمع

 

تعداد آيه

 

شماره سوره

زوج

8

=

7

+

1

زوج

288

=

286

+

2

فرد

203

=

200

+

3

زوج

180

=

176

+

4

فرد

125

=

120

+

5

...

...

 

...

 

...

...

...

 

...

 

...

زوج

118

=

5

+

113

زوج

120

=

6

+

114

 

جمع زوج ها

جمع فردها

 

جمع آيه ها

 

جمع سوره ها

6236

6555

 

6236

 

6555

 

قابل توجه است كه تعداد زوج‌ها 57 عدد و فردها نيز به همان تعداد يعنی 57 عدد ميباشد كه اين خود به تنهائی يك معجزه است.

اما معجزه ديگر اينست كه اگر حاصل جمع‌های زوج را با هم جمع كنيم 6236 بدست می ‌آيد كه مساوی است با تعداد كل آيه‌های قرآن.

و معجزه ديگر اينكه اگر حاصل جمع‌های فرد را با هم جمع كنيم 6555 بدست ميايد كه مساوی است با جمع كل شماره سوره‌های قرآن.

و معجزه ديگر اينكه اگر رقم‌های 6555 را با رقم‌های 6236 جمع كنيم، عدد 38 بدست ميآيد كه خود ضريب 19 دارد:

           2 X 19 = 38 = (6+2+3+6) + (5+5+5+6)

همانطور كه تعداد سوره‌های قرآن ضريب 19 دارد:   6  X   19  =  114

لطفا توجه كنيد كه اگر تعداد آيه‌های قرآن را كم يا زياد كنيم يا فقط جای سوره‌ها را با هم عوض كنيم

ديگر چنين روابطی وجود نخواهد داشت،

و اين نشان دهنده اينست كه تعداد آيات قرآن همين اندازه و ترتيب سوره‌ها نيز به همين ترتيب بوده

و در نتيجه قرآن نميتواند كار دست انسان باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 5:11 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 12:0 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 
                                                گریه

 

تاسوعا

یک روز تا وصال، تا اسارت و تازیانه و غربت باقی است.

یک روز تا تقسیم حسین میان زمین و آسمان، تا بوسه تیر بر مشک، تا گل‌خنده حلقوم اصغر و تا وداع آخرین حسین.

یک روز تا بازگشت زین واژگون، ذوالجناح شرمسار بی‌سوار و تا حریق جگرسوز خیمه‌ها.

یک روز تا قهقهه مستانه پیشقراولان قساوت و طلایه‌داران ظلمت و جنایت، یک روز که همه فرداست، همه زمان و قاموس بزرگ قیام.

تاسوعا، مقدمه عشق، دیباچه شرف، مدخل ایثار و ورودگاه خون و حماسه و اشک است.

در تاسوعا، از حنجره‌های خشک عطش زده، تنها واژه وداع می‌گذرد و شب، زمزمه‌های جان‌نواز وارستگان تکرار ناپذیر خاک.

تاسوعا، آخرین فرصت دیدار پدر با پسر، خواهر با برادر، یار با یار و حتی کودکان با همدیگر است. روز وصیت‌ها و رهمنودهای حسین برای شام فردا و فردای شام است.

تاسوعا، صور اسرافیل دل‌هاست. بیدار‌باش جان‌های خفته و الگوی حقپویان جستجو‌گر است.

تاسوعا، نمایش الفت و صدق، همت و عشق، پایمردی و رادی و فداکاری و پاکبازی است.

تاسوعائیان فردایند و تاسوعاشناسان، عاشقانی که پیمان با حسین (ع) نمی‌شکنند و در شب حادثه، گریزگاه نمی‌جویند و عاشورای عزت را به عافیت ذلت نمی‌فروشند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 11:27 قبل از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 11:56 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 

               این گونه برای ارباب عزاداری کنیم

 

 

 

عزاداری، احیاء خط خون و شهادت، و رساندن صدای مظلومیت آل علی به گوش تاریخ است.
«
اشك»، زبانِ دل است و «گریه»، فریاد عصر مظلومیّت.
رسالت «اشك»، پاسداری از «خون شهید» است.
عزاداران حسینی، پروانگانی شیفته نورند كه شمع محفل‏آرای خویش را یافته و از شعله شمع، پیراهنِ عشق پوشیده‏اند و آماده جان باختن و پرسوختن و فدا شدن‏اند.
عزاداری برای شهید كربلا، انتقال «فرهنگ شهادت» به نسلهای آینده است.
عزاداری، شور و عاطفه را از شعور و شناخت، بر خوردار می‏سازد و ایمان را در ذهن جامعه هوادار، زنده نگه می‏دارد.
عمیقترین پیوندها میان عقل و عشق و عاطفه و برهان، در سایه عزاداری برای عاشورا شكل می گیرد.
«
منا» یك قربانگاه بود، و... «كربلا»، قربانگاهی دیگر تنها هاجر و ابراهیم نبودند كه «اسماعیل» را به «مذبح» آوردند، محمد و علی و فاطمه(ع) نیز «حسین» را به قربانگاه عشق فرستادند.
برای رسیدن به كربلا، باید اراده‏ای آهنین، قلبی شجاع و عشقی سوزان داشت و در این سفر، باید رهتوشه‏ای از صبر و یقین، پاپوشی از توكّل، سلاحی از «ایمان» و مَركبی از «جان» داشت، تا به منزل رسید، چرا كه راه كربلا، از «صحرای عشق» و «میدان فداكاری» و پیچ